عشق زن تا آخرین لحظه مرگ شوهرش
عشق زن تا آخرین لحظه مرگ شوهرش
عشق زن تا آخرین لحظه مرگ شوهرش
شعر : نامه زندانی به همسرش
علیرضا خمسه به تازگی در برنامه تلویزیونی «رادیو هفت» ماجرای جالبی درباره جابهجایی برادرش در بیمارستان تعریف کرده است. خمسه ماجرا را این گونه تعریف كرد: ما مجموعا ۹ خواهر و برادر هستیم، یكی از برادرانمان شبیه ما نیست، سیاه چرده است و قد بلندی دارد. یك روز این برادر در محل كارش با فردی مواجه میشود، آن فرد به برادر من میگویدگزارش کامل در ادامه مطلب
داستان واقعی : افسوس!!!
شعر : پر از بغض لب ساحل
پر از بغض
لب
ساحل
نگاهم رو به دریا
همه خاطره هاتو
می سپرم، به دست موجها
یه ضربدر ،روی یادت
یه ضربدر ،روی اسمت
یه ضربدر ،روی چشمت
اون ،جادوی طلسمت
کامل در ادامه مطلب

کامل با تصاویر در ادامه مطلب
میدانی قدردانی چیست؟ من دیر فهمیدم!!! ولی تو ....(سرگذشت واقعی)
حوادث روزانه: یادم هست شب عملیات کربلای 4 در حیاط یکی از منازل خالی از سکنه مردم خرمشهر که در اثر جنگ شهر را ترک کرده بودند, و ما تا دستور حمله در این خانه اطراق کردیم, و من برای تمیز کردن محل استقرار از یک ماله بنائی که در حیاط بود خواستم استفاده کنم ,که فرمانده شهید عزیز سعید درگاهی از زرند کرمان به من گفت از ماله استفاده نکن, گفتم سعید جان چرا ؟ فرمود ممکن است صاحبش راضی نباشد.
آیا میشود بعد از 25 سال این همه تفاوت را دید. آن روز استفاده از ماله ای که زنگ زده و برای پاسداری از همان خانه ,همان شهر و همین کشور حرام است , ولی امروز به اجبار فرستادن سربازان با وسایل بیت المال نه تنها حلال بلکه اجبار است. آنهم برای مقابله با فیلمی که مردم دوست دارند ودوستداران آن باپول توجیبی از آن فیلم حمایت میکنند. در ادامه شاهکار فرماندهان و پرسنل این ارگان را با پول ملت ببینید این دستوری است که برای بالا بردن فروش اخراجی های 3 اجرا شده که باید گفت دست اندر کاران این ارگان از جاده بازی جوانمردانه اخراج نشدند؟!!!
برابر امریه کلیه کارکنان وظیفه چه آنان که قبلا که فیلم را دیدهاند یا ندیدهاند باید برابر سهمیه تعیین شده در سینمای فوق حاضر شوند. تاخیر، غیبت یا عدم تامین سهمیه مورد نظر امکان پذیر نبوده و در صورت عدم همکاری لازم مراتب به استحضار خواهد رسید.
اخیرا تصویر نامه ای که صحت و سقم آن هنوز مشخص نیست، در فضای مجازی و اینترنتی پخش شده است. مبنی بر اینکه یک ارگان برای پرسنل خود به خصوص پرسنل وظیفه، اقدام به خرید بلیط و اعزام گروهی آنها برای دیدن فیلم اخراجی های 3 کرده است.
برای این نوشته دیدگاهی بیان کنیدکامل در ادامه مطلب..
خاطراتی با بهشتی
***از پلکان حرام که نمیشود به بام سعادت حلال رسید***
تصاویر زیر و در ادامه متن عکس کودکان خردسالی که در جنگ های داخلی سومالی به شدت ضربه دیده، در آن جنگ ها حدود یک میلیون نفر همه با کتک و چاقو و تبر کشته شدند. به همه راهبه ها تجاوز شد، پدرهای مقدس کشته شدند، مادرها پاشیده شدند، کودکان سر بریده شدند. شاید باید با عاشورا مقایسه بکنیم که همه جسم ها تکه تکه شده بودند، هر کسی که رد می شد، با تبر بر جسم سرد یک ضربه ای وارد می کرد، جسم متلاشی می شد، فیلم های بسیاری از این حرکت ها گرفته شده، و من یکی دارم، دوست ندارم هیچ کس حتی خودم دوباره، آن فیلم را ببینم. آخرین عکس یکی از صحنه های همین درگیری ها می باشد، اگر کمی دقت کنید می بینید اطراف پر از جسم مُرده است..
چه باید کرد ؟
آیا میتوان انسان بود ،
آیا میتوان احساس داشت ،
آیا میتوان به زلالی کودکان عشق ورزید ،
آنگاه با دیدن تصویرهایی اینچنین تلخ ،
با دیدن اشکهای این کودک معصوم ،
از ژرفای وجود فرباد سر نکرد که :
مرگ بر جنگ ، مرگ بر جنگ ،

ادامه عکسها در ادامه متن کسانی که ناراحتی قلبی دارند وکودکان زیر 14 سال نبینند
داستان واقعی "عاشقم اما خجالت میکشم!!!"
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی صدا می کرد.به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد. اخر کلاس پیش من اومد و جزوه ی جلسه ی پیش رو خواست منم جزومو بهش دادم. بهم گفت: متشکرم داداشی و گونه منو بوسید.
میخوام بهش بگم ،می خوام که بدونه ،من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم......... علتشو نمیدونم.
بهترین هدیه شما، دادن نظر است ![]()
:: داستان كوتاه عشق و خيانت / زيبا و غم انگيز ::
پسرک از شادی تو پوست خود نمی گنجید...راست میگفت... خیلی وقت بود که ندیده بودش... دلش واسش یه ذره شده بود.تو چشای سیاهش زل زد همون چشمایی که وقتی ۱۶سال بیشتر نداشت باعث شد تا پسرک عاشق شودوبا تهدید و داد و هوارو عربده بالاخره کاری کرد که باهم دوست شدن...دخترک نگاهی به ساعتش کرد و میون حرفای پسرک پرید و گفت:من دیرم شده زودی باید برم خونه...همیشه همین جور بوده هر وقت دخترک پسرک را میدیدزود باید بر میگشت...
چشم انتظار نظر شمائیم، دریغ نکنید
این شوهره یا روانی و یا عاشق؟!!!
انشای یك بچه دبستانی درباره ازدواج(واقعی و خنده دار)
غلط های املائی در نوشته اصلی میباشد و ما ویرایش نکردیم تا جذابتر باشد.
هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم ...
چشم انتظار نظر شمائیم، دریغ نکنید ![]()
راه همدردی عاطفی با خانمها
اگر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنید که مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید.
فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.
دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه زیر را رعایت کنید: